سینما تبریز

سانس ویژه کودک و نوجوان

هر چهارشنبه در سینما ۲۹ بهمن تبریز
صفحه اصلی نقد فیلم مصاحبه بیوگرافی هنرمندان استان
سینما تبریز
نگار
کارگردان رامبد جوان
مشاهده اطلاعات فیلم
سینما تبریز
نهنگ عنبر ۲: سلکشن رویا
رضا عطاران ، مهناز افشار، ویشکا آسایش، حسام نواب صفوى، امیرحسین آرمان، سیروس گرجستانى،
مشاهده اطلاعات فیلم
سینما تبریز
رگ خواب
لیلا حاتمی، کورش تهامی، الهام کردا، لیلا موسوی، خسرو بامداد، اصغر پیران،بهزاد رحیم خانی، غزاله جزایری، بامداد نعمت الله، شکوفه هاشمیان، نوشین تبریزی...
مشاهده اطلاعات فیلم
سینما تبریز
ساعت 5 عصر
کارگردان مهران مدیری
مشاهده اطلاعات فیلم
سینما تبریز
تابستان داغ
کارگردان ابراهیم ایرج زاد
مشاهده اطلاعات فیلم
سینما تبریز
من و شارمین
کارگردان بیژن شیرمرز
مشاهده اطلاعات فیلم

باشگاه مشتریان سینما تبریز

کمپین هواداری
ناحیه کاربری ورود
باشگاه مشتریان سینما تبریز


یادداشت مخاطب سینما تبریز در مورد فیلم برادرم خسرو

فیلم سینمایی برادرم خسرو به نویسندگی و کارگردانی احسان بیگلری و با همکاری پریسا هاشمپور و با بازی شهاب حسینی؛ ناصر هاشمی و هنگامه قاضیانی روایتگر سرخوردگیها و آرزوها و رویاها و آینده بر باد رفته از نگاه خود انسانها و روایتگر جبر زندگیست که از سوی اجتماع و یا خانواده و مخصوصا زندگی بر انسان تحمیل میشود ناصر با بازی ناصر هاشمی یک دندانپزشک موفقی است حدودا پنجاه ساله که همراه پسر یازده ساله و همسرش که همکار اوست زندگی نسبتا آرام و مرفهی را میگذرانند تا اینکه با تماسی از طرف خواهر بزرگش با بازی بیتا فرهی مواجه میشود ....مبنی بر اینکه همراه برادر کوچکترشان با بازی شهاب حسینی از شمال در حال حرکت به طرف تهران هستند خبری که ناصر از شنیدنش اصلا خوشحال نمیشود با رسیدن خواهر و برادر ناصر به تهران و مراجعه به منرل او مشخص میشود که خواهر بزرگتر قصد دارد چند هفته به خارج از کشور و برای دیدن فرزندانش نزد آنها برود ولی برادر کوچکترشان را که مردی حدود سی و چند ساله است به علت ابتلا به اختلال دو قطبی نمیتواند همراه خود ببرد و به اجبار باید او را پیش برادر دیگر بگذارد برادری که پزشک است و از دید بیننده میتواند به راحتی چند هفته یا چند ماه از برادر کوچکتر و بیمار خود مراقبت کند داستان فردای روزی که خسرو اولین روز بدون خواهرش بعداز سالها زندگی با او را تجربه میکند ادامه می یابد خواهر بزرگتر قبلا به ناصر تاکید کرده بود که خسرو به علت مصرف مرتب داروهای تثبیت کننده خلق وضعیت مناسبی را تجربه میکند ولی نباید او را تنها به حال خود رها کند بلکه باید او را همراه خود به هر جایی که میرود ببرد حتی مطب و مهمانیهای خصوصی و دورهمی با همکاران و ناصر هم همین کار را انجام میدهد و سعی در تحمل و کنترل رفتارهای غیرعادی و نامتناسب با سن خسرو را دارد که همچون پسری نوجوان شاد و سرمست و بازیگوش است ولی این وضع نباید برای ناصر که یک پزشک است غیرعادی و ناهنجار باشد زیرا خسرو تحت تاثیر داروهای ضدافسردگی در فاز مانیا یا شیدایی به سر میبرد.

داستان اصلی و تعارضات و کشمکشها از آنجایی آغاز میشود که ناصر توسط یکی از همکاران به یک مهمانی دعوت میشود در آنجا و بعداز شام برای گذران وقت حاضرین شروع به تعریف خاطرات گذشته میکنند و وقتی نوبت به خسرو میرسد که تازه وارد این جمع دوستانه است او خاطراتی از گذشته خودش و برادرش تعریف میکند و اینکه برادرش اصلا علاقه ای به پزشکی نداشته و دلباخته هنر و مخصوصا نوازندگی و هنرپیشگی بود و اینکه چطور برادرش با بازی کردن نقشهای مختلف از جمله نقش زنان از بچه های محل پول دریافت میکرده اظهاراتی که با انکار ناصر و سعی او در تمام کردن بحث همراه است و زمامی وضع برای او آزار دهنده میشود که از او خواسته میشود نقشی بازی کند و یا چون زنان برقصد و در همینجاست که تغییر حالات روحی ناصر نسبت به برادرش کم کم شروع میشود و گویی حسی قدیمی و کهنه در او بیدار میشود البته بیننده با توجه به اظهارات خود ناصر و وضع روحی نامساعد و ناهنجار خسرو شاید تصور کند که تمام گفته های خسرو در قبال برادرش خیالبافی یا یک شوخی ساده لوحانه برای سربه سر گذاشتن اطرافیانش بیش نیست ولی موضوع آنجا رنگ حقیقت میگیرد که بیننده متوجه میشود تنها فرزند ناصر یعنی پسر یازده ساله اش به اجبار او نواختن پیانو را آموزش دیده و در جمعهای دوستانه و خانوادگی مجبور است برای حاضرین پیانو بنوازد و وقتی با تشویق و تمجید آنان مواجه میشود این ناصر است که شادی و مسرتی وصف ناپذیر از این هنر پسرش و از تشویق حضار دارد گویی آینده تباه شده خودش را در او زنده کرده و اصلا او پسرش نیست بلکه خود اوست اویی که در ادامه فیلم و مرور خاطراتش با خسرو مشخص میشود که آنها پدری سخت گیر و سلطه گر داشته اند که حق انتخاب برای خانواده و فرزندان خود قایل نبوده و خط آینده آنها را خودش به اجبار انتخاب کرده یعنی برای ناصر پزشکی و برای خسرو مهندسی پدری که خودش عاشق ادبیات و هنر بود و اصلا بر همین اساس نام پسرانش را انتخاب کرده ولی آنها را از این راه و استعداد ذاتی و ارثی برحذر و محروم کرده و قضیه آنجایی جدی شده که برادر کوچکتر با توجه به شرایط روحی روانی خود که به گفته خودشان زمینه ارثی و خانوادگی دارد در مقابل سلطه جویی پدر می ایستد چون مقاومت و پرخاشگری در مقابل اجبار جزو ویژگیهای بارز اختلال دوقطبی است و درست به همین دلیل است که ناصر برادر کوچکتر را در تباهی آینده خود سهیم میداند چون با مقاومت و ایستادگی خسرو در مقابل پدر و ترک خانه پدر تمام سهم خسرو از زور و اجبار را متوجه برادر بزرگتر و به ظاهر مطیع تر او کرده برادر کوچکتری که از نظر خسرو اگر چنین برخوردی با پدر نمیکرد شاید میتوانست او را راضی کرده و وارد عرصه هنر و ادبیات شود ولی چنین نشده و تمام اینها را ناصر از چشم خسرو می بیند و به ناگهان تمام عقده ها و سرخوردگیهای این سالها ر

ا در بین یکی از همین بازیگوشیهای کودکانه خسرو با کشیده ای محکم همراه با تحقیر و توهین بر سر او خالی میکند لازم به ذکر است که به کسانی که با اختلال دو قطبی آشنایی ندارند توضیح داده شود که در اختلالات روانی از این دست که زمینه ارثی دارند ببماری از بدو تولد شروع نمیشود بلکه وابسته به عواملیست که به عوامل ماشه چکان معروف هستند یعنی بیماری و آثار ظاهری آن به دنبال حادثه ای ناگوار و یا غیرمنتظره شروع میشود دقیقا مثل شلیک گلوله از طریق چکاندن ماشه تفنگ و دقیقا این عامل دو بار در خسرو رخ میدهد یک بار هنگام تعارض با پدر و ترک منزل و بار دوم بعداز درمان و کنترل بیماری و با پرخاسگری و برخورد فیزیکی ناصر با او و بعداز کشیده ای که به او میزند پس با توجه به تمام این تفاسیر باید گفت فرزندان بعداز سنین بزرگسالی آینه ای تمام نما از والدین خود هستند و اینجا ناصر برای انتقام از زندگی و تمام افراد دخیل در آینده تباه شده خود حالات و رفتار و منش پدر را در پیش گرفته ولی در قالبی محافظه کارانه و مکارانه و همین روند در قبال همسر و فرزند و همکاران او آشکارا قابل مشاهده است.

و بسته به جایگاه و شرایط افراد با آنها رفتار میکند یعنی با فرزندش کاملا مستبدانه و سلطه جویانه همچون پدرش و با همسر و دوستان با رفتار و گفتار حیله گرانه و توام با سفسطه.
همانطور که قبلا گفته شد همسر ناصر همچون خودش دندانپزشک و همکار خود او در کلینیک دندانپزشکی است اما بر اثر حادثه ای سهوا هنگام کار رو دندان یکی از بیماران به زبان او آسیب رسانده و همین مساله باعث به وجود آمدن نوعی فوبیا یا ترس مرضی در او شده به طوری که از روز حادثه به بعد دیگر جرات و اعتماد به نفس کار طبابت و به دست گرفتن ابزار دندانپزشکی را از دست داده و همسرش به جای اقدام به درمان روانی او و دادن اعتماد به نفس به همسرش وضعیت بغرنج همسرش را به عنوان فرصتی برای سلطه بیشتر بر او قرار داده و درمان رایگان فرد آسیب دیده و افراد خانواده و فامیل او را و اینکه تا مدتها جلوی چشم او ظاهر نشود بهانه ای برای دور نگه داشتن همسرش از مطب و کار طبابت قرار داده و در عوض ادامه تحصیل و خانه داری و بارداری مجدد را به او توصیه میکند تا هر چه بیشتر بین او و کارش فاصله بیندازد و بازگشت دوباره و به اصطلاح ریکاوری او را سختر کند حتی در قسمتی از فیلم مشخص میشود که ابتلا به فوبیا در همسر ناصر سابقه قبلی دارد و او مدتهاست به آگروفوبیا یا گذر هراسی مبتلاست و از حضور و رانندگی در اماکن شلوغ وحشت دارد و ناصر باز به جای توصیه به انجام درمان به او توصیه کرده از حضور در این اماکن خودداری کند در سکانسی از فیلم صحنه جالبی توسط کارگردان به تصویر کشیده میشود آنجایی که ناصر به بهانه رفتن به همایشی نگهداری از خسرو را به همسرش میسپارد و بعداز رفتن ناصر همسرش ناگهان متوجه میشود که برای آوردن پسرش از مدرسه باید به یکی از شلوغتربن نقاط شهر برود و وقتی این موضوع رو با خسرو مطرح میکند و اظهار میکند که باید با آژانس دنبال پسرش برود خسرو او را از این کار منع کرده و به او اطمینان میدهد که او توانایی و اعتماد به نفس کافی برای رانندگی تا آن نقطه از شهر را دارد و این حرف را با چنان حرارت و انرژی بیان میکند که همسر ناصر با اعتماد به نفسی بی سابقه این کار را انجام میدهد و شاد و خوشحال از این امر آنرا با ناصر در میان میگذارد ولی بر خلاف تصور او ناصر به جای تشویق و تمجید شروع به ملامت او میکند اینجا تضادی جالب به چشم میخورد و آن عبارت است از اینکه فردی مانند خسرو که به عنوان بیماری روانی معرفی میشود انرژی و اعتماد به نفس لازم و کافی برای از بین بردن ترسهای مرضی همسر ناصر را به او میدهد ولی ناصر که یک پزشک و فردی اجتماع پسند معرفی شده سعی در کشتن اسقلال و اعتماد و عزت نفس در همسرش برای سلطه هر چه بیشتر بر او و ارضای حس مردانگی خود با روشی غیر منطقی را دارد آنچه از بررسی و نکته سنجی در رفتار و گفتار ناصر و شخصیت او به دست می آید اینست که او فردی با سواد و دارای جایگاه اجتماعی بالا و اجتماع پسندی است ولی این دلیل بر وجود بینش و خودآگاهی در او نیست او بدون اینکه خود بداند فاقد بینش خودآگاهی و ذهن آگاهی لازم و کافیست و به عبارت ساده تر قادر نیست از بیرون به شخصیت و اعمال خود بنگرد و سعی در ترمیم نقاط ضعف خود داشته باشد همین نقص در بینش تا آنجا پیش میرود که او از درک حالات روحی و روانی برادر بیمار خود به عنوان یک پزشک عاجز میماند و مدام با روانپزشک او بحث و جدل میکند و اظهار میکند که در نگهداری او کوچکترین کوتاهی نکرده و نقشی در اوضاع آشفته روحی روانی و جسمی او ندارد یعنی درست خلاف آن چیزی که در فیلم دیده میشود و حتی برای کنترل بیشتر خسرو و در امان ماندن از پرخاشگریها و ناآرامیهای او دارویی خارج از نسخه و تجویز روانپزشک به او میخوراند دارویی خواب آور که خودش شبها برای گریز از دردها و رنجهای ناشی از آینده تباه شده خودش از آن میخورد تا به خوابی عمیق برود ولی خواسته و ناخواسته مقداری بیشتر از آنچه خودش مصرف میکرده به خسرو میخوراند خسرویی که روزهاست بر اثر وارد شدن به فاز دپرس همراه با پرخاشگری نه چیزی خورده و نه نوشیده و ضعیفتر از آنست که جسمش تحمل و قدرت هضم این مقدار از دارو را داشته باشد و به همین دلیل به اغما فرو میرود خسرویی که با بررسی شخصیتش پی به افسرده خویی او میبریم افسرده خویی که زمینه ارثی داشته و در کشمکش با پدر و ترک منزل به اختلال مانیک تبدیل شده خسرویی که بعداز پدر خانواده و برادر بزرگتر را عامل بر باد رفتن رویاهای خود میداند خانواده ای که با مخفی کردن دعوتنامه دانشگاه سوربن در رشته عکاسی آینده ای تاریک برای او رقم زده تا او در سن نزدیک چهل سالگی نه شغلی داشته باشد و نه همسر و فرزندی ولی بر خلاف برادرش و بر خلاف تصور مخاطب بینش لازم و کافی دارد حتی بینشی که باعث میشود او تفسیری فاجعه آمیز از وقایع داشته باشد بینشی که باعث میشود او بین شخصیت برادر و همسر برادرش تمایز قایل شده و آنها را به یک چشم نبیند و

در آخر اینکه فیلم برادرم خسرو فیلم قابل قبولیست که ژانر اصلی آنرا میتون روانشناسی خانوادگی دسته بندی کرد و در مورد شخصیت شناسی شخصیتهای آن ساعتها بحث و گفتگو کرد فیلمی که به شرط ادامه همین روند فیلمسازی برای کارگردانش خبر از ظهور کارگردانی خبره از جنس کارگردانانی همچون پوران درخشنده و داریوش مهرجویی را میدهد.

طاهر خدایی

دیدگاه‌ها

شماهم دیدگاه خود را بنویسید. بعد از تایید سينما تبريز منتشر می‌شود.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

آخرین دیدگاه‌ها

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است